یادداشتی بر لباس های ایرانی

لباس آئینه فرهنگ و تمدن انسان/1

29 مهر 1390 ساعت 10:01


لباس آئینه فرهنگ و تمدن انسان است؛ ازین رو به تاریخچه لباس نگاهی دوباره خواهیم داشت.
اگر به تاریخ پربار تمدن در ایران بنگریم؛ در خواهیم یافت که در این میان دستبافته‌های انسانی از جایگاهی‌ تأمل برانگیز برخوردارند. بشر از همان زمان که زینت را به کار برد؛ پوشش را در اندیشه می‌پروراند، ابزاری که هم از سرما و گرما نجات بهش باشد و هم او را زیباتر جلوه‌ دهد.
آن‌چه امروز با نام لباس می‌شناسیم؛ ریشه در فرهنگ و سنن مردم هر سرزمین دارد. مردمانی که باورها و اندیشه‌های خویش را در پوشش خویش گسیل داده‌اند و باورهایشان نسل در نسل و سینه به سینه به ظواهر زندگی امروزی‌شان منتقل شده است.
لباس در معنای امروزی خود نه تنها ابزار حفظ جسم از خشونت طبیعت است؛ بلکه تفسیری است از تاریخ یک قوم. بشر آغازین از طبیعت برای پوشاندن جسم خویش بهره می‌برد و بعدها
محوطه های باستانی ایران پارچه ‌ای یافت نشده‌است، اما نمونه‌های در كاوشهای شهر سوخته دیده می شود. طی كاوشهای این شهر لباس را روی پیكره های فلزی، سنگی و گلی كشف شده‌است. به عنوان نمونه مجسمه مفرغی زنی با دیگی بر سر یافته شده که در حال جابجایی آب از جایی به جای دیگر است. این بانو دارای یك لباس یك تكه بلند است كه تا بالای قوزك پا امتداد یافته است. دیگری یك مجسمه كوچك سنگی است كه لباس مناطق شرق ایران هم‌چون خراسان را نشان می دهد. این زن شالی را به یك طرف شانه انداخته، كه به پشت شانه می افتد.
نوع دیگری از لباسهای زنان شهر سوخته، لباس بلندی است كه تا روی زانو پولك دوزی شده است. البته در میان این پیكره ها چند لباس مردانه هم دیده شده، كه نشان می دهد ظاهراً بالاتنه مردان شهر سوخته تقریباً عریان بوده و شال بلندی به دور كمر می پیچاندند. در نمونه دیگری كه از پیكره مرد گلی به دست آمده، لباس كاملاً بلند و یك تكه، بر تن دارد.
در شهر سوخته ، زنی که لباس او با نوعی مهره یا سنگ قیمتی تزیین شده است کشف شده است. در كاوشهای شهر سوخته آثاری از بند كفش، به دست آمده كه نشان می دهد این مردم از كفش استفاده می كرده اند. در شهر سوخته استفاده از كمربند با سوراخهایی برای كنترل اندازه استفاده می شده است. همچنین در كاوشهای باستان شناسی یك نوار قیطانی شكل به عنوان سربند و قالبهای چوبی كفش دیده شده است.
پوشاك در فلات ایران مربوط به لباسهای مجسمه انسانی در این فلات است كه متعلق به 4200 سال قبل از میلاد است. لباس این مجسمه منحصر به لنگی است كه به كمر بسته‌است. ازین نوع برخورد؛ پیداست كه انسان آن زمان دیگر از پوست حیوانات بطور طبیعی استفاده نمی كرده بلكه پارچه هایی می بافته است و آن را به دور خود می پیچیده است.
نوع دیگر از لباس در نقوش برجسته ایلام دیده می شود. این لباس متعلق به هزاره سوم پیش از میلاد است كه برش ساده ای به پوست داده شده و به طرز زیبایی به شكل شال، یك طرف آن روی شانه ها گره خورده و شانه دیگر آن برهنه و آزاد می باشد، دیده می شود. در سرلوحه كتیبه قانون حمورابی متعلق به 2100 سال قبل از میلاد «خداوند آفتاب» در حالی كه از شانه هایش شعله زبانه می كشد و متن قانون را در دست گرفته است، دیده می‌شود.
یكی از نكات جالب توجه در تمام نگاره های باستانی هخامنشیان این است كه در هیچ‌یک از نگاره‌ها انسان برهنه ای دیده نمی‌شود. گزنفون در كتاب «از زبان داریوش» در این باره می گوید: كوروش این لباس را از مادها گرفته و تمام كاركنانش را متقاعد كرده تا آن را بر تن كنند اومعتقد بوده‌است؛ این لباس نقص بدن اشخاص را می پوشاند و آدمی را زیبا و بالابلند نشان می دهد. گولدمن درباره دو تكه بودن لباس هخامنشیان عقیده دارد: كسی نمی تواند به صراحت بگوید كه این لباس دو تكه یا یك تكه است. دانشمندی به نام رس و در مقاله ای می نویسد: دو تكه بودن لباس نگهبانان ایلامی كاخ داریوش روی كاشیكاریهای شوش به خوبی نمایان است. در شوش لباس نگهبانان ایلامی كاخ داریوش دو رنگ داشته و این امر دو تكه بودن این لباس را ثابت می كند. این نوع لباس نگهبانان ایلامی در شوش بسیار زیاد و مزین بوده و از دو رنگ پارچه (سفید و زرد یا نارنجی و قهوه ای) دوخته شده است و نقش روی پارچه عبارت از چهار گوشه های زینتی و گلهای درشت و زیبایی كه درون آن اشكال هندسی رنگین نقش شده است. هر لباس از سه قطعه پارچه متفاوت درست شده كه به كمك حاشیه ها از یكدیگر مشخص می شود.
در كتاب تاریخ شاهنشاهی هخامنشی ترجمه دكتر محمد مقدم در مورد سربازان گارد جاویدان نقش شده در آجرهای لعابدار شوش چنین توضیح داده شده است كه آنها سرهای برهنه داشته اند و موهایشان را با نوارهای تابیده سبز رنگ می بسته اند و یك لباس پركار كه از گردن تا مچ پای آنها را می پوشانده به تن داشته اند. به گفته پروفسور هایرماری كخ در كتاب «از زبان داریوش»، در رابطه با پوشش لباس گارد جاویدان هخامنشیان نظرات جالبی وجود دارد. گارد جاویدان در بعضی نقش برجسته های تخت جمشید كلاهی كه از جنس نمد بوده به شكل مستطیل ساده و كوتاه تر از كلاه شاه استفاده می كردند. كفش آنها ساده نوك تیز بوده و سه بند داشته است و برای بلند قد نشان دادن افراد از پاشنه استفاده می‌شده ‌است. در جای دیگر روی كاخ داریوش در تخت جمشید پیكره پهلوانی در حال كشتن شیری دیده می شود، بالاپوشی كه این مرد هخامنشی به تن دارد، غیر از فرمی است كه تا به حال درباره آن گفته ایم این بلوز بدون آستین بوده و جلوی آن مانند جلیقه باز است و چنین به نظر می رسد كه این پهلوان در زیر جلیقه خود چیزی نپوشیده است یا آن كه در زیر آن پیراهنی بدون آستین به تن دارد. به طوری كه از سنگ نگاره های تخت جمشید بر می آید قسمت پایین لباس پارسیان دو نوع مختلف بوده است: نوع اول آن كه در جلو، دارای چینهایی است كه از دو سمت راست و چپ روی ساق پاها به صورت منحنیهایی كنار هم آویزان شده اند و تا قسمت پشت ادامه دارند. این نوع دامن در روی ناف با كمربند یا لیف كمر بسته می‌شده. نوع دوم تن پوش یا دامنی است كه در قسمت جلو دارای دو ردیف چین چهارتایی است كه میان آن دو، یك پلیسه چین دار منحنی شكل قرار گرفته است. به هر حال همه نقوش و مهرها نظر دو تكه بودن لباس هخامنشیان را تأیید می كنند.
زنان هخامنشی پوششی ساده و بلند یا دارای راسته چین و آستین كوتاه بر تن می كرده اند. نوع دیگر پوشش پارچه مستطیلی است كه بر سر می افكندند و در زیر آن یك پیراهن و در زیر آن، پیراهنی بلندتر كه تا مچ می رسیده بر تن می كرده اند. در كتاب هگمتانه درباره زنگوله های زینتی آمده است: 33 زنگوله طلا در طرف داخل و پایین دامن لباس یا در نزدیك لبه شلوار یا در محلهای دیگر پوشاك بانوان می دوختند و هنگام راه رفتن صدای آهسته آن بر تجمل و زینت صاحب پوشاك می افزوده است.


کد خبر: 33431

آدرس مطلب: http://www.honarnews.com/vdcdfo0s.yt0ss6a22y.html

هنر نیوز
  http://www.honarnews.com